ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

80

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

سكران سكر هوى مدامه * انّى يفيق فتى به سكران « 26 » در اين مثالها حيله وحيله ، قتل ، سكران وسكران در صورت ومعنى يكى وردّ العجز على الصدراند . 2 - دو لفظ تكرارى ، از نظر صورت مثل هم ودر معنى مختلف بوده ودر اوّل وآخر بيت قرار داشته باشند ، مانند يسار من سجتّيها المنايا * ويمنى من عطيّتها اليسار « 27 » دو يسار در معنى با هم مختلف ود نظر معنى متّحد ولى از نظر شكل واحدى دارند . 3 - بر عكس مورد قبل يعنى از نظر معن متّحد ولى از نظر شكل مختلف ودر آغاز وپايان بيت قرار گرفته باشند . مانند شعر عمر بن أبي ربيعه : واستبدّت مرّة واحده * انّما العاجز من لا يستبدّ « 28 » شاهد در دو كلمهء استبدّت ولا يستبدّ است كه در ظاهر مخالف ولى در معنى يكى هستند . 4 - در اشتقاق مشترك ولى در لفظ مختلف ودر دو طرف بيت قرار گرفته باشند ، مانند شعر سرى : ضرائب ابدعتها في السّماح * فلسنا نرى لك فيها ضريبا « 29 » . شاهد در ضرائب وضريب است كه در اشتقاق مشترك ولى صورتهاى مختلف دارند . 5 - دو لفظ در صورت ومعنى متّحد ويكى در وسط مصراع اوّل وديگرى

--> ( 26 ) مستى بر دو گونه است : مستى هواي نفس ومستى شراب ، جوانى كه به اين دو مستى گرفتار باشد كي به هوش خواهد آمد . ( 27 ) دست چپى كه مرگ ونابودى طبيعت آن است ودست راستى كه از بخششهاى آن رفاه حاصل مىشود . ( 28 ) براي يك دفعه تصميم گرفتم ، همانا عاجز كسى است كه قادر به تصميم‌گيرى نباشد . ( 29 ) نوآوريهايى كه خلق وطبيعت بخشش به وجود آورده‌اى مثل ومانند آن را در غير تو نديده‌ايم